ارویناروین، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 9 روز سن داره

می نویسم برای شیرینی زندگیم...اروین

کلی تبریک

سلام پسرم سلام جونم کلی تبریک دارم برات بعد کلی غیبت با کلی تبریک اومدم اول از همه چهار شنبه سوریت مبارک امسال چهار شنبه سوری رو بهتر از سالای قبلت درک میکردی و هی میگفتی بمب پاتدادی و میخواستی که بریم بمب بندازیم الانم که الانه میخوای بمب بندازیم تا شما حال کنی .دومین تبریکم برا آغاز سال 1392 هست که امیدوارم سال خوبی برامون باشه الهی که سالمو تندرست به هر چی میخواییم تو این سال برسیم که سلامتی بزرگترین خواستمون از خداست امسال سال تحویل خونه بودیم بعد سال تحویل که ساعت 20.20 بود رفتیم چند جا  عید دیدنی که تو هم هی عیدی میگرفتی و میگفتی عیدی عیدی.قربونه زبون شیرینت فرداشم حرکت کردیم تهران که امسال با خاله نگار اینا همسفر بشیم که جریان س...
20 فروردين 1393

روزای آخر سال

سلام دوستان این پست برا قبل عید اما وقت نشد از حالت ثبت موقت درش بیارم . اینروزا که بوی عید میاد سر مامانی شلوغه و زیاد نمیتونم بهت برسم عزیز دل مامانیم از 4 شنبه مریض شده و تازه داره یواش یواش خوب میشه از 4 شنبه بعد از ظهر اسهال و استفراغ شروع شد و بعد از ظهرم که مامانی کار داشت و با ثمین مونده بودی کلی خرابکاری کرده بودی فدای تو مامانی بعدش با بابا و ثمین رفته بودی بقول خودت دوکتور اما خوب حالت خوب نشدو شب مجبور شدیم ببریمت بیمارستان . خانوم دکتر معاینت کرد و شما گل مامانی گریه نکردی شیر مرد من شاهزاده ی من گاها حس میکنم یه هویی بزرگ میشی و در کت اینقدر بالا میره که بیشتر از سنت نشون میدونی .فرداشم حالت خوب نبود تا جمعه که یه کوچولو حالت...
19 فروردين 1393
1